|
کوروش بزرگ ای پدرحقوق بشر
ازتوپوزش می خواهم به خاطرهذیان آن کس که گفت کوروش آسوده بخواب که مابیداریم!
ای بزرگ آریایی ازتوشرمگینم به خاطرگستاخی آن کس که برجای تو لم داده بودکه خود
مترسکی بیش نبود.
ای پدر حقوق بشر
مترسکی که کشتزارش را به گند کشید و زحمت کشاورزان را به باد داد مترسکی که هیچ
موجودی ازآن نمی ترسیدوهزاران آفت برگرداگردش جمع می شدند آنگونه که درمیانشان
هیچ نشانی از اونبود وهرآنچه راکه می خواستنداز سرزمین آباد تو به ویرانی می کشاندند
وهرگاه که خسته می شدند بربام کلاهش می نشستندوآوازسرمی دادند آوازی که پیام ویرانی
سرزمین بزرگ آریایی را دربرداشت آوازی چون آوازشوم یک جغد درغروب غم انگیز
یک روستای سرشار ازغم فناشدن آزادی مردمش وبغض بزرگ کوچ مردمش به جبرظلم
وستم وتهی ازشادی یک کودک وتهی از آبادیش.
ازتوپوزش می خواهم به خاطرهذیان آن کس که گفت کوروش آسوده بخواب که مابیداریم!
امروزازتومی خواهم یک باردیگرشمشیراندیشه وشجاعت راازغلاف بیرون کشی وابرهای
اندیشه ات رابرسرزمین نجیب ترین انسانهای عالم،زادگاه توای پاک ترین آزاده،به باریدن
واداری تا ازباران علم،اندیشه وتجربه ات،خاک وکویرش باهم جوانه زنندوازآنهانهالهایی
همچون فرزندان شجاعت برویند.
تاقبل ازاینکه اسکندرهای زمانه آبادی سرزمینت را درآتشدان آتشکده ات بسوزانندوبگویند:
نگذاشتیم آتشدان آتشکده ات لمحه ای کم شعله وشراره بماند!
دربرابرگستاخیشان قدعلم نمایندودرفش آزادی وآزادگی رابربلندای این کره ی خاکی به اهتزاز
درآورند تاهرانسانی بفهمدکه این همان ایران باستان است ایرانی که هزاران سال پیش
حرفهای امروزناجیان بشر رازده اند.
ازتویاری می جویم پس یاریم نما تافرزندانت رابا یادتو ازخواب غفلت بیدارنمایم.
ازتومی خواهم تا الفبای زندگانیت رابرای فرزندانت نقل نمایی تا شجاعت،عدل،عدالت،
آزادی وانسانیت وهرآنچه راکه دروجود توست دروجودما همچون خون درمیان رگهایمان
وهمچون نفس درمیان شش هایمان جاری گردد.
تابکوشیم که هرآنچه ازدست رفته است بازیابیم وسرزمینی همچون سرزمین توبسازیم.
ازتوپوزش می خواهم به خاطرهذیان آن کس که گفت کوروش آسوده بخواب که مابیداریم!
...
|